------------------------------------------------------------------------------------------
زر نزن
تو بی خیال دل خوشی من به ترانه دل خوشم
تو راضی به این سکوت اما من اونو میکشم
تو تن دادی به تیک تیک و زر زدنای ساعتا
من و یه حس تازه ای که دور میکنه از آدما
کتابامو آشتی میدوم با چشمای خواب آلودم
واسه خودم تعجبه تا حالا این جوری نبودم
به کوری چشم حسود،میخوام بگم من آدمم!
نفس کشم،نفس کشم،اگه زیاد اگه کمم!
شب میخوام که فردا رو واسه خودم تازه کنم
قد تموم دل خویشم رویا هم اندازه کنم
نوارای جدید و از جانواری بر میدارم
به جای داریوش و گوگوش نوار خالی میذارم
این یه روزه یه آدمه که دل خوشیش بی خودیه
کی به دل خوشیش با خودیه،تاریکی،کی به کیه!
به کوری چشم حسود میخوام بگم منم آدمم!
نفس کشم،نفس کشم،اگه زیادم آگه کمم!
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 3:42 قبل از ظهر توسط روح الله میرزایی
|